الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )
125
علل الشرايع ( فارسي )
سعادت و خوشبختى ) نيست براى كسى كه تقيه ندارد و ( حضرت يوسف تقيه كرد براى مصلحت و ابراز نفرمود كه من برادر شما هستم ، زيرا شايد اگر مىفهميدند كه آن حضرت يوسف است ممكن بود بنيامين را بكشند كه خبر زنده بودن يوسف را بپدرشان نرساند از اين جهت ) يوسف گفت : اى اهل قافله شما سارق هستيد ( كنايه از اينكه يوسف را از پدرش دزديدهايد ) و حال آنكه دزدى نكرده بودند ( در مصر و آن هم كيل سلطنتى را كه با آن گندم كيل ميكردند ) . 2 - 3 - حديث كردند ما را . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود : تقيّه از دين خداست ، عرضكردم از دين خداست ، فرمود : آرى به خدا قسم از دين خدا است كه حضرت يوسف فرموده : اى اهل قافله شما سارق هستيد ، با اينكه ( در مصر ) سرقتى نكرده بودند . 4 - حديث نمودند ما را . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود در معنى آيهء * ( أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ ) * ، اى قافله ( فرزندان يعقوب ) شما دزدى كردهايد ، يعنى دزديديد يوسف را از پدرش . آيا نمىبينى وقتى كه از ايشان پرسيدند چه چيزى را مفقود كردهايد ، گفتند مكيال پادشاهى را مفقود نمودهايم ، و نگفتند كه شما مكيال را دزديدهايد ، و مقصود و غرض حضرت يوسف از دزدى آنها اين بود كه : شما يوسف را از پدرش دزديديد . باب چهل و چهارم علت آنكه حضرت يعقوب بفرزندانش فرمود برويد و تجسس كنيد از يوسف و برادرانش 1 - حديث كردند ما را . . . از سدير كه گفت عرضكردم به حضرت باقر عليه السّلام اينكه حضرت يعقوب بفرزندانش فرموده : برويد و تجسس و تفحص كنيد و تحقيق نمائيد از حال يوسف و برادرش ( شايد ايشان را بيابيد ) آيا ميدانست كه يوسف زنده